تبليغاتX
طرح نو

طرح نو

درباره ی تحول...

هر کل اجزایی دارد...!

از 8 آذر 86 و پس از سخنان رهبر انقلاب پیرامون لزوم تحول در حوزه ،طبق معمول بادی در حوزه وزیدن گرفت و همگان شروع به تکرار این حرف کردند:"لزوم تحول".و بحث ها و داد سخنان آقایان بلند شد.

مهمترین چیزی که از سخنان رهبر برمی آید همان چیزی است که این همه بر سر آن اختلاف است: رهبر در جای جای سخنانشان تاکید کردند که این حرف ها را ما سال های پیش مطرح کردیم و انجام نشد و حالا من نمی دانم که این آقایان سر چه چیزی دعوا و سخن دارند....سر کار نکرده؟سر حرف گوش نداده؟سر سکوت سالیان دراز؟سر موافقت رو در رو و مخالفت پشت پرده ؟و یا سر بیدار شدن از خواب گران زمستانی؟

به هر حال من نیز به عنوان بخشی از این پیکره ی عظیم-در اقل حالات آن- به علت دغدغه ای که هست تصمیم به نوشتن یک سری مطالب کردم که شاید دیگران نگفته باشند...به هر حال به یک بار خواندن می ارزد...!

اولین چیزی که باید در نظر داشت این است که حوزه گرچه به ظاهر و به نگاه بسیاری از به اصطلاح بیرونی ها یک کل است اما مخصوصا در این مورد خاص باید توجه به این مطلب داشت که ما با اجزای این کل نیز طرفیم و در حقیقت این نگاه به اجزا است که لزوم تحول را می رساند.

نکته ی دیگر اینکه تحول فقط این نیست که ما جهانی تر شویم بلکه در همه ی اجزاست...

مسئله ی شهریه یکی از این اجزای قابل بحث است که از اهمیت بالایی برخوردار است.شهریه ی متاهل و مجرد ها در حوزه که معمولا تنها منبع درآمد طلبه هاست بسیار پایین تر از خط فقر بوده و کفاف یک زندگی بسیار ساده را نیز به زحمت فراوان می دهد.گرچه سادگی و ذی طلبگی داشتن اصل اصیل حوزه های علمیه است اما این با واقعیت های موجود جامعه بسیار متعارض است.از طرف دیگر بسیاری هم با کار کردن طلبه ولو به درس او آسیب نرساند هم مشکل دارند،حالا با این وضع اقتصادی و تورم در مقابل این شهریه ی کم چه می توان گفت یا کرد؟

آیا زمان آن نرسیده که در مقدار شهریه از یک سو و نوع پرداخت آن از سوی دیگر تحولی صورت بگیرد؟آیا تحول حتما باید کلان باشد و خارج از این سیستم؟

آیا وقت آن نرسیده که در مورد کمک دولت کمی عاقلانه تر فکر کنیم و غیر از وضع اقتصادی ضعیف طلاب این را هم در نظر داشته باشیم که پارادایم های حکومت اسلامی با استدلال های ما جور در نمی آید.

آیا وقت آن نرسیده که نگاهی به بسیاری از طلابی بکنیم که برای خرید کوچکترین مایحتاجشان در به در در بیوت مراجع دنبال نماز و روزه ی استیجاریند و زندگی را از این راه می گذرانند ؟آیا نباید در زندگی آنان تحولی صورت بگیرد؟

مسئله ی دیگر ،مسئله ی مهم دروس است که نخ نما شده و می تواند پرچم تحول خواهی – و از آن طرف عدم تحول!- حوزه های علمیه باشد. 10 سال تمام درس و بحث آن هم با کمترین مدرک !گرچه مدرک گرایی ناپسند است اما نفس مدرک که ناپسند نیست!طلبه های ما 10 سال سطح را طی می کنند و خودشان نمی دانند چه کاره اند و به چه دردی می خورند!قضیه درس خارج بماند!10 سال درس در سیستم کلاسیک دانشگاهها حد اقل برابر با دکترا است و در اینجا ...؟

آیا وقت آن نرسیده که در لفافه ی تحول خواهی نیم نگاهی هم به شخصیت نابود شده ی یک طلبه بیاندازیم؟چرا بسیاری از طلاب ما با سال های متمادی تحصیل هنوز هم در مقابل یک دانشجوی ساده می مانند؟حتی در مسائل دینی!

البته مسئله ی سیستم آموزشی که داغ دل بسیاری است جای خاص خودش را دارد.اصلا ما فرض می کنیم حوزه سیستم آموزشی و سنجش ندارد و خیالمان راحت!

مسئله ی بعدی،قضیه ی تبلیغ است .با تمام تاسف عرض می کنم،تبلیغ جهانی اسلام به هیچ،ما در ایم مملکت چه کردیم؟از میان جمعیت کل روحانیون کشور درصد بسیار بالایی در قم ساکنند که در این میان جمعیت بالایی از آن افرادی هستند که سال های متمادی از درس شان گذشته و به عبارت دیگر ارزش تحصیلی ندارند و همینطور عاطل و باطل کلاس می روند تا شهریه بگیرند .چرا ما از این پتانسیل که این همه برای آن خرج کردیم استفاده نمی کنیم و آن ها را حتی در قالب کوچ اجباری!روانه تبلیغ خارج از قم!نمی کنیم؟راستی ما اصلا چرا تعهد داریم که از اولین ماه تا آخرین ماه عمر یک طلبه شهریه ی او را بدهیم و این هزینه ی هنگفت را به حوزه تحمیل کنیم؟جز استفاده از آن ها برای تبلیغ؟

مسائل دیگر را در پست های بعدی بیان می کنم..... فعلا این ها را پیگیر باشید!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:29  توسط محمد  | 

این یک خبر است!دقت کنید!!

حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي در ديدار اعضاي مجمع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه علميه قم گفت: طلاب نخبه بايد شناسايي و به كار گرفته شوند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حضرت آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي از مراجع تقليد، در ديدار اعضاي مجع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه علميه قم گفت: طلاب نخبه در حوزه علميه شناسايي و به كار گرفته شوند.

وي با تأكيد بر اين‌كه نخبگان حوزه بايد مورد حمايت قرار گيرند، اظهار داشت: طلاب نخبه مغزهاي متفكر حوزه علميه‌اند كه با پرورش آن‌ها مي‌توان شخصيت‌هاي بزرگي را در آينده شاهد بود.

اين مرجع تقليد با اشاره به آثار و فوايد مجمع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه تصريح كرد: تشكيل اين مجمع از فعاليت‌هاي مفيد و اثر بخش پس از انقلاب است؛ زيرا برخي از فعاليت‌ها به صورت فردي به نتيجه نمي‌رسد و براي اثر بخشي آن مي‌توان از همكاري‌هاي جمعي كمك گرفت.

وي تشويق طلاب براي حضور علمي در مدارس علميه شهرستان‌ها را به عنوان اولويت برنامه‌هاي مجمع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه علميه قم خواستار شد.

مدرس خارج فقه و اصول حوزه علميه قم همچنين با انتقاد از كارهاي تكراري و موازي از سوي برخي طلاب ابراز داشت: متأسفانه برخي از طلاب دست به كارهاي موازي و تكراري مي‌زنند، در حالي كه بايد كارها مثبت و در خدمت امام زمان(ع) باشد تا بتوانيم در روز قيامت در برابر آن‌ها پاسخ‌گو باشيم.

وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به پيشرفت مكتب اسلام در جهان از طلاب خواست براي پاسخ‌گويي به نيازهاي جهان تلاش كنند.

حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي همچنين تأكيد كرد: مجمع نمايندگان بايد درباره حوزه‌هاي انتخابيه خود به آسيب شناسي بپردازند و با استناد به آمار و شواهد، آن‌ها را به مراجع تقليد، شوراي عالي و مركز مديريت حوزه علميه قم انتقال دهند تا در تصميم ‌گيري‌ها موثر واقع شود.

وي در پايان بر نظارت مجمع نمايندگان در زمينه‌هاي آموزشي پاي فشرد و و خطاب به حاضران خاطرنشان كرد: شما با نظارت خود موجب شكوفايي و باروي بيشتر طلاب در زمينه‌هاي آموزشي و تحصيلي مي‌شويد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:1  توسط محمد  | 

شروع سخن....

نوشتن از دین و حوزه های علمیه هم راحت است و هم سخت.راحت از این نظر که چند سال به طور کامل آن را زندگی کرده ای و سعی کردی تمامش را درک کنی و سخت است چون مثل راه رفتن روی شمشیر نوک تیزی است که فروافتادن از آن به مثابه ی مرگ است .چرا که برخی در این میان به راحتی می توانند حکم به اخراج تو بکنند....

اما پیش از آن که این نوشتن سخت یا آسان باشد،لازم است.لزومی در حد وجوب.و عمق چندین ساله ی فرار از این نقد از سویی و هدف متعالی حوزه از سویی دیگر همه ی حرف ها و اما و اگر ها را به محاق فراموشی می برد.

باید نوشت...این همه ی آن چیزی است که باید بشود .باید از نظام آفت زده، از اهداف فراموش شده، از انرژی های به هدر رفته سخن گفت، گر چه در این راه ملامت هاست...اما چه می توان کرد؟

در زمانه ای که دم فروبستن و به روزمرگی خو کردن یا فرار کردن از مسائل، به عادت تایید شده ی بسیاری بدل شده که با بی شرمی آن را چون علمی برای نمایش وفاداریشان به حوزه بلند کرده اند،نقد کردن تا چه حر می تواند سخت و آزار دهنده باشد.

اما از سویی دیگر چیز هایی را می بینی که دیگران یا ندیدند و یا نمی خواهند ببینند.از اوج تعصبات و تحجر ها . و از خیل کسانی که خوابشان برده است،چه می توان کرد جز آنکه تمام آن زخم ها و ضربه زدن های محتمل را به جان بپذیری و این داروهای تلخ را برای درمان این بیمار ناتوان آماده سازی ،گرچه نمی توانی به او بخورانی!

آری!

باید از جان گذشت باید رفت...کاهلی نیست در طبیعت ما...عدم الاحتیاط هم گاهی..احتیاط است در طریقت ما

و این جریان می تواند ادامه یابد اگر .....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:23  توسط محمد  |